مؤلف مجهول

9

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى )

به نام آنكه او نامى ندارد * به هر نامى كه خوانى سر برآرد پيشگفتار در تابستان 1371 شمسى وزارت امور خارجه مرا مأمور كرد تا آثار و بناهاى تاريخى ورارود ( - ماوراء النهر ) و خوارزم يعنى جمهوريهاى قزاقستان و تاجيكستان و قرقيزستان و تركمنستان را بررسى كنم . در حين بررسى به هر شهرى كه مىرسيدم سرى به كتابخانه‌هاى آن شهر مىزدم تا اگر نسخه‌اى كه به كار تأليف و تنظيم تاريخ ايران مىآيد ، تهيه كنم . در شهر تاشكند به كتابخانهء دولتى مراجعه كردم و رئيس كتابخانه « آقاى ارنبايوف » تمام مجلّدات كتابخانهء را در اختيارم گذاشت . يك هفته تمام صرف رونويس كردن نامهاى نسخ تاريخى مربوط به تاريخ ايران كردم و در حدود پانصد و پنجاه نسخه در اين زمينه برگزيدم و تقاضا كردم « ميكروفيلم » اين كتابها را به مخلص بدهند . در جلسهء اول اعضاى « كميته » نداشتن فيلم را بهانه كردند . بنده هم از بازار تاشكند دو حلقه فيلم بزرگ سينمايى خريدم و به كتابخانه دادم . در جلسهء دوم اعضاى « كميته » تصميم گرفتند كه « ميكروفيلم » هيچ‌يك از نسخه‌ها را در اختيار بنده قرار ندهند و آقاى « ارنبايوف » روز بعد فرمودند : « اين ميراث نياكان ماست و ما نمىتوانيم « ميكروفيلم » اين كتابها را به شما بدهيم . بنده به تهران خواهم آمد و به تعداد نسخى كه شما انتخاب كرده‌ايد از نسخ خطى كتابخانه‌هاى شما انتخاب خواهم كرد . بعدا اين ميكروفيلمها را باهم عوض و بدل خواهيم كرد . » نشان به آن نشانى كه ايشان به تهران آمدند ولى چنين كارى نكردند . بيشتر نسخى كه بنده انتخاب كرده بودم جزو كتبى بود كه روسها به دفعات از مشهد الرضا به غارت برده بودند و مهرهاى كوچك سلاطين صفويه و قاجاريه به صفحات ابتداى آنها تا امروز روشن خوانده مىشد . كسى نبود كه از ايشان بپرسد كه كتبى كه